یادداشت


از هشدار حمله تا آرامش خیابان

یکی از ویژگی‌های درخور تأمل در جامعه ایران، این است که مردم بین حوزه‌های مختلف حکمرانی فرق می‌گذارند. در حالی‌که انتقادها به ناکارآمدی‌های اجرایی و بی‌عدالتی‌های اقتصادی پررنگ است، اعتماد به ساختارهای امنیتی و دفاعی کشور همچنان در سطحی بالا باقی مانده است.
مشاهده بیشتر

فریاد مردم: دین از سیاست جدا نیست

بر اساس یافته‌های موج چهارم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۴۰۲، ۷۳ درصد مردم معتقد بوده‌اند که دین باید از سیاست جدا باشد؛ ۴/۶ درصد مردد و در نهایت ۲۲/۵ درصد مخالف جدایی دین از سیاست بوده‌اند.

کنکاشی در ماهیت دینی رفتار جامعه ایرانی در جنگ دوازده‌روزه

مقاومت مردم، نه رفتار سیاسی، بلکه عمل ایمانی است. ایمان مردم ایران به‎ویژه در لحظه‌ خطر، خود را از قید فردیت رها کرده و به کنش جمعی تبدیل می‌شود؛ اینجاست که ایمان به میدان می‌آید و تاریخ را شکل می‌دهد. برای فهم این حقیقت باید از سطح داده‌ها به عمق معنا رفت.

طبیبان در خیابان

خیابان فقط معبر نیست؛ بلکه بستری پویا برای تعاملات تبلیغی و گفت‌وگویی گوناگون است. هر لحظه و هر مکان در خیابان، به‌مثابه یک «موقِف» فرصتی ارزشمند برای ارتباط، دیدار چهره‌به‌چهره و ابراز همدلی معنوی با مردم را فراهم می‌آورد؛ بنابراین، نباید خیابان را فضایی یکنواخت و خنثا دانست؛ بلکه شایسته است پیچیدگی‌ها و ارزش تبلیغی نهفته در هر یک از این «مواقف» را جدی گرفت و بر آن‌ها تمرکز کرد.

چندرســــانه


روایتی از این شب‌ها

در گوشه‌ای از حیاط مسجد، پارچه‌نوشته‌ای توجهم را جلب کرد که بر آن نوشته بود: «شهادت سید علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت می‌گوییم»!!! با خودم گفتم خدا نکند یکی از امام جماعت‌های همین مسجد بمیرد اون قدر القاب آیت‌الله و فقیه صمدانی و چه و چه پشت سر هم ردیف می‌کنند که فقط خدا می‌داند.
مشاهده بیشتر

دور و نزدیک

شش‌هفت‌تا مرد با تفنگ و بی‌سیم و باتوم و با حرکاتی سریع و خشن. دوره‌مان کردند. «آقا! بفرمایید پایین!» صدای آمرانه‌ی یکی از آن‌ها، خیلی خشک و بی‌احساس؛ مثل زدن تیشه بر درخت. چاره‌ای نبود. بیرون آمدیم.

شاشون

سبیل‌ها می‌جنبیدند و میان جویدن‌ها، حرفی می‌انداختند روی میز: «اسرائیل بدجور داره می‌کوبه. می‌گن که می‌خوان نظامو عوض کنن، ملاها دیگه بای بای».

شعارها

عارهایشان را یا از فریادهای پر حرارت و کوبنده می‌شنیدم یا از روی کاغذها و مقواهایی می‌خواندم که خط‌ و رنگ‌های متنوع و ناهمگونی داشتند. برخی را پیش‌تر شنیده بودم؛ ولی برخی برایم تازه بود. تعدادی از آن‌ها را همان‌طور که بودند، البته با ترتیبِ هم‌آوایی و محتوا ثبت کردم